سپتامبر 30, 2018 از
در دنیای معاصر به دلیل شیوهی زندگی ابتلا به بیماری سرطان افزایش بسیاری داشته است ولی آیا بیماری سرطان تنها یک بیماریاست؟ چرا در میان بیماریهای صعبالعلاج این بیماری از همه ترسناکتر است؟شایدنظریهی روانکاو بریتانیایی، ملانی کلاین بهترین تحلیل را پیش روی ما بگذارد. طبق نظریهی کلاین دراولین دورهی رشدی، نوزاد به یک دیگری نیازمند است که او را تیمار دارد و نیازهایش را برآورده سازد و بهدلیل ضعف نوزادِ آدمی او قادر نیست نیازهایش را برآورده کند این استیصال برای نوزاد اضطرابزا است، او بیم دارد که اگر مراقب از او رویگردان شود همه چیز نابود خواهد شد نوزاد برای رهایی از این وحشت از مکانیزم دفاعی دونیمسازی استفاده میکند به این معنا که همه چیز را دو قطبی می کند هنگامی که مراقب نیازهایش را برآوره میکند اضطراب او را درمییابد مراقبی خوب است و از سوی دیگر همان مراقب، هنگامی که خنثی است و توجهی به نیاز نوزاد ندارد به صورت مراقبی آزارگر تصور میشود و مورد خشم نوزاد قرار میگیرد. در اینجا مراقبت مادر نقش عمدهای بازی میکند مادری که بتواند اضطراب کودک را دریابد و محیطی مساعد برای نوزادش فراهم آورد، در اینجا مادری که در تصور کودک سلطه پیدا میکند “مادر به اندازهی کافی خوب” است ولی در غیر این صورت مادری آزارگر است که دایما در تصور کودک در حال شکنجهی اوست در این مرحله اگر نفرت از موضوع عشق)مادر( حاکم شود نوزاد هر پرخاشگریای را که تجربه میکند به مادر نسبت میدهد گویی این مادر است که او را آزار میدهد و از آن فرار میکند و یا او را آنقدر آرمانی میکند تا بتواند در سایهی او زنده بماند. موضوع درونیشدهی آزارگر همچون سلولهای سرطانی غیر قابل پیشبینی اند و دایما در حال حمله به فرد هستند. در هر بیماریای ما به دلیل استیصالی که تجربه میکنیم به صورت موقت یا دایم در موضع اول رشد، رفت و برگشت داریم و در بیماری سرطان این قضیه نمود بیشتری پیدا میکند چرا که مصداقی عینی هم پیدا دارد. در سرطان ما از سلولهای بدی بیم داریم که درون ما در حال خرابکاری هستند و تکثیر میشوند و مهمتر از همه اینکه از کنترل ما خارج اند. ما در موضع اول رشد همان تجربهای را داریم که در بیماری سرطان اتفاق میافتد، ما دچار استیصال میشویم چون هیچ قدرت و کنترلی نداریم. غیر از حقیقت بیماریِ سرطان این تجربه دردی مضاعف ایجاد میکند به همین دلیل همیشه نام این بیماری وحشتآور است. این وحشت همچون وحشتی است که در ماههای اولیهی زندگی تجربه میکنیم. ترس از سرطان تنها ترس از یک بیماری نیست چرا که درمانهای پیشرفتهای در حال انجام است، این ترس یادآور دورهای است که همهی انسانها تجربه کردند. تنها راه رهایی از این وحشت آگاهی از عینیت موضوع)بیماری( است در واقع جدایی درد بیماری از درد روانیای که برای افراد به وجود میآید. به همین دلیل در بیمار جدا از درمان بدنی، رواندرمانی کمک بسیاری به بیمار میکند.
نویسنده: مانا علوی
https://goo.gl/BgVF2y
2 Liked
و  از این خوشم آمد
Page generated in 0.1023 seconds with 13 queries and GZIP enabled on 195.201.246.16.