naser
از on جولای 31, 2019
13 views

♦️فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه یک نفر #بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد!


دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه : من دکتر واقعی نیستم!
شما این پول رو بگیر بی خیال شو

بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه!

مریض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه!

بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی!

مریض لبخند تلخی میزنه و میگه : اتفاقأ من هم مريض نيستم اومدم كه چند روز استراحت استعلاجی بگيرم برای مرخصی محل كارم!

🔹و این است حکایت زندگي ما

 

پست شده در: سرگرمی
کلمات کلیدی: داستان حکایت زندگی
5 کاربر از این خوشم آمد