آگوست 25, 2018 از
_جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار میکنی ؟ پیش فلانی ، ماهانه چند میگیری ؟ ۵۰۰۰ ، همه‌ش همین ؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو ؟ صاحب کار قدر تو رو نمیدونه ، خیلی کمه !!!
یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت ، اما حالا بیکار است.
_زنی بچه‌ای را به دنیا آورد ،زن دیگری گفت :به مناسبت تولد بچه‌تون ، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی ! مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟!
بمب را انداخت و رفت ، ظهر که شوهر به خانه آمد ، دید که زنش عصبانی است و .... کار به دعوا کشید و تمام.
_پدری در نهایت خوشبختی است ، یکی میرسد و می‌گوید : پسرت چرا بهت سر نمیزند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟! و با این حرف ، صفای قلب پدر را تیره و تار میکند
این است ، سخن گفتن به زبان شیطان ...
در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم :
چرا نخریدی ؟
چرا نداری ؟
یه النگو نداری بندازی دستت؟
چطور این زندگی را تحمل میکنی ؟ یا فلانی را ؟
چطور اجازه میدهی ؟
ممکن است هدفمان صرفا کسب اطلاع باشد ،یا از روی کنجکاوی یا فضولی و .... اما نمیدانیم چه آتشی به جان شنونده می‌اندازیم !
Posted in: سرگرمی
6 Liked
,  و 4 دیگران پسندیده اند
naser
زیبا بود
محراب
بسیار عالی بود لاااااایک
ramin
جالب بود
Donya
Mamnon