دسامبر 13, 2017 از
بنام خدا
پیش ازآغاز مطلب علت اینکه بجای (شیعه) از (پیرو اهلبیت) استفاده کرده ام این استکه امروزه شیعه به اقسامی تقسیم شده است مانند شیعه انگلیسی وآمریکائی وشیعه حجتیه وغیره اما اصطلاح اهلبیت منحصرا دریک گروه مشخص قرار میگیرد وآن این استکه پیرو اهلبیت یعنی پیرو پیامبر وجانشینان ایشان .
اما آدمی دوبعددارد اندیشه ورفتار که اولی امری نظری واعتقادی است ودومی امری عملی ورفتاری است. هرآدمی برای رسیدن به حقیقت دوراه درپیش دارد یا خود تحقیق میکند ویا اینکه ازمحقق دیگری پیروی میکند.
اگر آدمی بخواهد درتمامی مسایل زندگی خود تحقیق کند هرگز به نتیجه نمیرسد چرا که دامنه مسایل آنقدر زیاد است که عمر آدمی کفاف نمیدهد پس این روش مردود است .واگر آدمی بخواهد در همه مسایل پیرو دیگران باشد این امر هم موجب میگردد تا انسانی وابسته شود وازخود دیگر چیزی بروز ندهد وراکد میشود واین هم خلاف آفرینش است .پس باید ازهردو روش استفاده کند. در مکتب اهلبیت یک مسلمان بخش اعتقادی خودرا مستقیما باید تحقیق کند وجوابگوی پروردگار ووجدان خود باشد .اما در مورد مسایل عملی واحکام باید ازاهل فن پیروی کند ودر مسایل جامعه ازقانون که اراده جمعی است تبعیت کند. در جامعه اسلامی تعدادی اندک افرادی هستند که درامور احکام به نتیجه نهائی رسیده اند وبه آنان مراجع دینی میگویند بقیه باید ازیکی ازآن مراجع پیروی کنند ودر مسایل اجتماعی وسیاسی تابع قوانین کشور باشند .
نتیجه اینکه پیرو اهلبیت درمسایل اعتقادی خود محقق اند ودر مسایل عملی واحکام پیروفتاوی وقانونند